شرح گفتگو

عدالتخواهی یک نوع سبک زندگی است

عدالتخواهی یک نوع سبک زندگی است

 تفاوت اصلی عدالتخواهی با سایر تشکل ها در این است که عدالت خواهی برای ما یک سیر از تولد تا مرگ تعیین می کند و این نیست که فقط در دوران دانشجویی مقید به یک نوع نگاه و یک سری اعمال باشیم

  

باز نشر؛

مصاحبه مربوط به 16 مرداد 1392

 

عضو شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: عدالتخواهی فقط یک جریان سیاسی نیست؛ عدالتخواهی در تمام عرصه‌های زندگی برای ما برنامه دارد و یک نوع سبک زندگی است.

 به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از شیراز، سلمان کدیور شب گذشته در هفتمین جلسه از سلسله جلسات طرح ضیافت اندیشه با موضوع «بایسته های عدالتخواهی» که توسط مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز برگزار شد، تصریح کرد: عدالتخواهی نوعی سبک زندگی است و برای تمام مراحل زندگی برنامه دارد.

 

وی افزود: وظیفه اصلی عدالتخواهی ممانعت از انحراف انقلاب اسلامی می‌باشد. انقلاب اسلامی یعنی انقلابی که در پی حاکمیت توحید است. جمهوری اسلامی خادم انقلاب اسلامی است؛ یعنی در عصر کنونی برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی آن را در ظرف جمهوری اسلامی می‌ریزیم؛ پس تقدس جمهوری اسلامی در این است که به انقلاب اسلامی خدمت کند.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی بیان داشت: یک ذهنیت نه چندان صحیح وجود دارد که عدالتخواهی نام یک جریان دانشجویی است؛ در حالی که این گونه نیست، تفاوت اصلی عدالتخواهی با سایر تشکل ها در این است که عدالت خواهی برای ما یک سیر از تولد تا مرگ تعیین می کند و این نیست که فقط در دوران دانشجویی مقید به یک نوع نگاه و یک سری اعمال باشیم.

 

کدیور گفت: عدالتخواهی فقط یک جریان سیاسی نیست؛ عدالتخواهی در تمام عرصه های زندگی برای ما برنامه دارد و به عنوان یک مقطع از زندگی نیست. عدالتخواهی یک نوع سبک زندگی است یعنی روش زندگی یک فرد عدالتخواه با دیگر افراد متفاوت می باشد.

 

وی ادامه داد: برای تصمیم گیری در مورد بایسته های عدالتخواهی در اولین گام باید در مورد فضا و محیط عدالتخواهی بررسی کنیم. وقتی می گوییم بایسته عدالتخواهی؛ یعنی عدالتخواهی باید در کجا باشد.

 

عضو شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور بیان کرد: اولین مرحله عدالت خواهی، عدالت فردی است؛ یعنی رعایت عدالت در حق نفس خودمان؛ عدالت فردی یعنی اول خودت را اصلاح کن بعد به اصلاح جامعه بپرداز. کسی که خودش مشکل نفسانی دارد، توانایی اداره نفس را ندارد و بلد نیست از نفس خودش مطالبه کند، ولو اینکه دبیر جنبش عدالتخواه هم باشد، عدالتخوه نیست.

 

کدیور بیان کرد: از این نکته غافلیم که همه ما پادشاه جسم و روح خود هستیم، تمام کائنات عالم اصغر است، ولی انسان عالم اکبر است. در مانیفست جنبش عدالتخواه دانشجویی ممانعت از انحراف انقلاب اسلامی به عنوان وظیفه اصلی ذکر شده برای همین یک اصل در عدالتخواهی، آرمان خواهی است.

 

وی افزود: در نگاه عدالتخواهانه دو نوع انقلاب اسلامی وجود دارد؛ یکی انقلاب اسلامی نفس است و دیگری انقلاب اسلامی به معنای سیاسی و آن چیزی که برداشت ما از آن است. کسی نمی تواند در خدمت انقلاب اسلامی به مفهوم سیاسی آن باشد؛ مگر اینکه در نفس خودش یک انقلاب اسلامی رخ بدهد. کسی که در نفس خودش انقلاب کرد می تواند خادم انقلاب اسلامی امام خمینی (ره)باشد و لا غیر.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی تاکید کرد: عدالتخواهی پله پله می باشد و قائل بودن به مراتب عدالت، مهمترین اصل عدالتخواهی است. همچنین مراتب عدالت همزمان و با هم باید اجرا شوند.

 

کدیور خاطرنشان کرد: تفاوت دوم در این است که نوع نگاه یک عدالتخواه به جامعه سیاسی با دیگر افراد متفاوت است. یک فرد عدالتخواه باید بین دو مقوله انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تفاوت قائل است. اشتباهی که طیف مذهبی اغلب در تحلیل هایشان می کنند این است که بین امور منتسب به انقلاب اسلامی و امور منتسب به جمهوری اسلامی تفاوت قائل نمی شوند.

 

وی ادامه داد: وقتی که یک عدالتخواه می گوید: انقلاب اسلامی به مفهوم یک اتفاق سیاسی در بهمن 57 نیست. انقلاب اسلامی یعنی انقلابی که در پی حاکمیت توحید است و هدف همه انبیا و اولیا تحقق انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی تمام اولیاء و انبیا یکسان است. طبق تعریف تاریخی تمام این انقلاب ها به یک روش ایجاد و به یک روش از بین رفته اند؛ پس وقتی که شهید آوینی می گوید ما فرزندان انقلاب اسلامی هستیم و نه جمهوری اسلامی؛ به همین مبحث اشاره می کند.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی تصریح کرد: در نگاه عدالتخواهانه جمهوری اسلامی خادم انقلاب اسلامی است؛ یعنی در عصر کنونی برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی آن را در ظرف جمهوری اسلامی می‌ریزیم. پس تقدس جمهوری اسلامی در این است که به انقلاب اسلامی خدمت کند و در صورتی که اینگونه نباشد تفاوت جمهوری اسلامی ایران با دیگر جمهوری های اسلامی چیست؟

 

کدیور گفت: وقتی اتفاقی در جامعه می افتد یک عدالتخواه نگاه می کند تا ببیند این اتفاق مربوط به جمهوری اسلامی است یا انقلاب اسلامی. جمهوری اسلامی مدل های مختلفی دارد و هر دولتی یک نوع جمهوری اسلامی را برقرار می‌کند و تعریفی خاص از جمهوری اسلامی ارائه می دهد؛ اما انقلاب اسلامی واحد است، چالش ها، فرصت ها، تهدید ها، نحوه تشکیل و نابودی آن هم واحد است.

 

وی افزود: سومین تفاوت به تعریف عدالت بر می گردد که عدالت در تفکر سازمانی چه تفاوتی دارد. وقتی می‌گوییم هدف عدالتخواهی، انقلاب اسلامی است و وقتی که فهمیدیم که انقلاب اسلامی یعنی انقلاب توحیدی، یعنی که عدالتخواهی یک جریان سیاسی عمیقا توحیدی است که بر مبنای یکی اصول دین کار می کند و ریشه در اصول دین دارد. اگر عدالت نباشد خداوند در هستی شناخته نمی شود و معاد فلسفه خودش را از دست می دهد. اصول دین همه بر پی عدالت قرار داده شده است. در نگاه ما عدالت هدف تمام پیامبران الهی است.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی بیان داشت: قرآن می فرماید که جنس و انس را فقط برای عبادت آفریدیم؛ آیا پرستش در محیطی که تبعیض، فقر، شکاف طبقاتی، ظالم و مظلوم در آن هست و به یک معنا عدالت وجود ندارد ممکن است؟ آیا انسانی که استثمار و استحمار می‌شود، می تواند خدا را پرستش کند؟ پرستش خدا در صورتی امکان پذیر است که استعداد های انسان در محیطی سالم شکوفا شوند و با پرستش خدا انسان به کمال برسد. هدف از عدالت اجتماعی این است که جامعه ای بوجود بیاید که در آن خداوند به درستی پرستش شود. نگاه ما به عدالت ، کمال انسان است و اینکه انسان به سعادت خود برسد، طبق روایات اساس تمام احکام اسلام عدالت است.

 

کدیور تاکید کرد: علت مخالفت ما هم با روند پرشتاب و قارچ گونه ساخت مجتمع های تجاری همین است که موجب ترویج روحیه اسراف، شکاف طبقاتی، فقر، فاسد شدن انسان ها، عدم پرستش خدا در جامعه می شود و سبک زندگی را تغییر می دهد.

 

وی ادامه داد: فلسفه قیام حضرت حجت(عج) عدالت است و قیام ایشان عدالتخواهانه است. نگاه عدالتخواه به انقلاب اسلامی و مقوله جمهوری اسلامی بحث مشروعیتی است. هدف حکومت اجرای عدالت است و اگر جامعه و حکومتی به تعمد در اجرای عدالت کوتاهی کند، طاغوت است.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخوه دانشجویی عنوان کرد: مهمترین اصل عدالتخواهی نفی محافظه کاری است. طبق نگاه عدالتخواهانه محافظه کاری قتلگاه انقلاب اسلامی است و تفکر عدالتخواهانه با آن مبارزه می کند؛ زیرا باعث بالا رفتن هزینه مطالبه عدالت می شود. اگر محافظه کاری کنیم و جلوی یک فساد کوچک در جامعه را نگیریم؛ این فساد آنقدر باز می شود که جامعه آن را می پذیرد و تبدیل به قانون می‌شود و در این شرایط هزینه عدالتخواهی بالا می رود و مبارزه با فساد مشکل می‌شود. وقتی که محافظه کاری در جامعه رشد کرد، فساد به راحتی رخ می دهد و از هیچ کس صدایی بلند نمی شود.

 

کدیور افزود: شهید مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» می‌فرمایند: «اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بخواهد عمر کند باید به جریان های عدالتخواه ارج بگذارد و آنها را تقویت کند.» یک دانشجو به عنوان وجدان بیدار جامعه باید جریان های موجود را نقد کند و بایسته نقد عدم محافظه کاری است.

 

وی تصریح کرد: برای ما مهم نیست کسی که نقدش می کنیم چه کسی است، مهم این است که وی در پروسه حرکت اسلام به سوی حکومت جهانی و در پروسه خدمت به انقلاب اسلامی چه جایگاهی دارد. اگر جایگاه مثبتی دارد ما دستش را هم می بوسیم؛ ولی اگر جایگاه منفی دارد قایل به تقدس و احترام برای وی نیستیم. مبانی تقدس در نگاه عدالتخواهانه فقط و فقط خدمت به اسلام و اجرای احکام اسلام است. هرکسی در هر مقامی به اسلام خدمت کند و برآیند کارش به حکومت توحید و اسلام ناب برسد مقدس است.

 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: در نقد، اصول امر به معروف و نهی از منکر باید رعایت شود؛ یعنی اول باید صحت موضوع و منشاء آن را مشخص کرد. عمل خلاف باید همزمان با  قانون اساسی، نگاه و اندیشه امام خمینی و نگاه رهبری مخالف باشد و اگر در نزد یکی از اینها خلاف نبود کار جایی گیر دارد نباید عجولانه عمل کرد و باید تحقیق کرد.

 

کدیور بیان کرد: اگر اثبات شد یک عمل با هر سه موارد فوق مخالف است، انحرافش آشکار است و موظفیم طبق مراحل امر به معروف و نهی از منکر با آ ن برخورد کرد، اگر این عمل فساد در جامعه منتشر شده بود برخورد هم باید در همان سطح باشد ولی اگر منتشر نشده بود به صورت خصوصی برخورد شود و اگر قلدری کرد روبروی مستکبر باید استکبار کرد و اینجاست که بحث کار اجتماعی مطرح می شود. ما در نقد ولو اینکه به ضرر خودمان باشد حرفمان را صریح می‌زنیم.

 

انتهای پیام/

 

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.