محصولات فرهنگی

سخنرانی امام صدر درباره ‌دين‌ و كارگر

سخنرانی امام صدر درباره ‌دين‌ و كارگر

 برای‌ اینکه‌ از ضعف‌ کارگر برای‌ مجبور کردنش‌ به‌ دستمزد اندک، سوءاستفاده‌ نشود، دین‌ موضع‌ سختگیرانه‌ و قاطعی‌ دارد، و محرومیت‌ کارگر از مزد خود را به‌طور بی‌نظیری‌ حرام‌ می‌داند. دین‌ توافق‌ کارگر با سرمایه‌گذار را به‌ خودشان‌ واگذار کرده‌ است، تا با رعایت‌ عدالت، زمینه‌ای‌ برای‌ انتخاب‌ بهترین‌ راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین‌ دستمزد فراهم‌ شود. 

 به گزارش عدالتخواهان به نقل از مشرق؛ در سال 1889، کنگره بین المللی کارگران در پاریس، به پیشنهاد نماینده کارگران آمریکا، روز اول ماه مه (11 اردیبهشت) را به عنوان روز جهانی کار و کارگر برگزیدند و در پی آن، بسیاری از کشورهای دنیا نیز این مناسبت را به رسمیت شناختند و از آن پس آن را گرامی می‌دارند. 

 
«سازمان کارگری جوانان مسیحی» در لبنان در سال 1969، به مناسبت روز جهانی کارگر، از امام موسی صدر دعوت کرد تا در مراسم آنان شرکت کند. در این برنامه مطران شکرالله حرب هم شرکت کرده بود و مراسم زیر نظر رئیس جمهور لبنان، شارل حلو برگزار می‌شد. این بزرگداشت در کلیسای «الایقونة العجائبیة» و در اول می‌۱۹۶۹ برگزار شد که متن زیر متن کامل سخنرانی امام موسی صدر در این روز است: 



‌موضع‌ دین‌ در برابر کارگر در حمایت‌ مادی‌ دین‌ از کارگر و انواع‌ تکریم‌ از او خلاصه‌ می‌شود. 

الف: حمایت‌ مادی‌ که در موارد زیر می‌بینیم. 

دین‌ کارگر را عامل‌ متمایز در عوامل‌ سه‌ گانه تولید، یعنی‌ کار و ابزار و سرمایه‌ می‌شمارد. در آموزه‌های‌ دین‌ این‌ تمایز بدین‌ شکل‌ است: 

۱. تحریم‌ ربا: ربا یعنی‌ سود ثابت‌ برای‌ سرمایه، چه‌ در حالت‌ سوددهی‌ و چه‌ در ضرر. دین‌ بدون‌ هیچ‌ استثنائی‌ ربا را مطلقاً‌ حرام‌ کرده‌ است. 

۲. هنگامی‌ که‌ سرمایه‌ و کار با هم‌ شریک‌ می‌شوند، سرمایه‌ باید در سود شریک‌ شود و نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. در فقه‌ اسلامی‌ در قرارداد مضاربه‌ بر مصونیت‌ کار از ضرر تأکید شده‌ است، و ضرر را فقط‌ متوجه‌ سرمایه‌ می‌داند. 

۳. ابزار را نمی‌توان‌ در سود شریک‌ کرد. (ابزار جدید همچون‌ کارخانه‌ و ابزار قدیمی‌ مثل‌ گاو و وسایل‌ شخم‌زنی‌ و غیره.) تنها امکان این است که اجرتی‌ به‌ صورت‌ ثابت‌ بدان‌ اختصاص‌ داد. 

۴. کارگر می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی‌ در سود شریک‌ شود و یا اینکه‌ مزد ثابتی‌ داشته‌ باشد. 

از این‌ موارد می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ کارگر سه‌ امتیاز نسبت‌ به‌ ابزار و سرمایه‌ دارد؛ شرکت‌ در سود، مصون‌ بودن‌ از ضرر و امکان‌ دریافت‌ اجرت‌ ثابت. در حالی‌که‌ سرمایه‌ فقط‌ از امتیاز اول‌ بهره‌ می‌گیرد و می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی‌ در سود شریک‌ شود. سرمایه‌ نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. همچنین، ‌ نمی‌تواند سود ثابتی‌ داشته‌ باشد، چون‌ رباست. ابزار نیز فقط‌ امتیاز سوم‌ را دارد، یعنی‌ فقط‌ می‌تواند اجرت‌ ثابت‌ داشته‌ باشد. 

برای‌ اینکه‌ از ضعف‌ کارگر برای‌ مجبور کردنش‌ به‌ دستمزد اندک، سوءاستفاده‌ نشود، دین‌ موضع‌ سختگیرانه‌ و قاطعی‌ دارد، و محرومیت‌ کارگر از مزد خود را به‌طور بی‌نظیری‌ حرام‌ می‌داند. دین‌ توافق‌ کارگر با سرمایه‌گذار را به‌ خودشان‌ واگذار کرده‌ است، تا با رعایت‌ عدالت، زمینه‌ای‌ برای‌ انتخاب‌ بهترین‌ راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین‌ دستمزد فراهم‌ شود. 

دین‌ به‌ شکل‌ نادری‌ بر پرداخت‌ سریع‌ دستمزد کارگر تأکید دارد، آن‌ هم‌ بسیار زیاد و در ضمن‌ آموزه‌های‌ گسترده. 

‌ب: تکریم‌ کارگر و قداست‌ کار. 

 . 1 پیامبران‌ و ائمه‌ از طبقه کارگر بودند. ابراهیم‌ و موسی‌ گوسفند می‌چراندند. عیسی‌ نجار بود و محمد در کودکی‌ چوپانی‌ می‌کرد، سپس‌ در مکه‌ و شام‌ کارگر تاجر بود. علی‌ع‌ نیز کشاورز بود. برخی‌ همچون‌ امام‌ صادق‌ع به‌ این‌ مسئله‌ می‌بالیدند: 


 «علی‌بن‌حمزه‌ می‌گوید که‌ پدرم‌ گفت: امام‌ کاظم‌ را دیدم‌ که‌ در زمینش‌ کار می‌کند و پاهایش‌ عرق‌ کرده‌ است. به‌ او گفتم: فدایت‌ شوم. دیگران‌ کجایند؟ امام‌ گفت: ای‌ علی‌ کسانی‌ با دستانشان‌ کار کردند که‌ بهتر از من‌ بوده‌اند. از امام‌ پرسیدم: آنان‌ چه‌ کسانی‌اند؟ گفت: رسول‌ خدا و امیرالمؤ‌منین‌ و پدرانم‌ع. همه آنان‌ با دست‌ خود کار می‌کردند و پیامبران‌ و رسولان‌ و اوصیا و صالحان‌ نیز همین‌ کار را می‌کردند.» ۱


۲. در بسیاری‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اهتمام‌ شایانی‌ به‌ کار و کارگر مشاهده‌ می‌کنیم‌ و این‌ آموزه‌ها در زمانی‌ بوده‌ است‌ که‌ کار با مقام‌ شخصیت‌ها در عرف‌ آن‌ زمان، متناسب‌ نبوده‌ است. 

‌در روایت‌ آمده‌ است‌ وقتی‌ کسی‌ نزد رسول الله‌ می‌آمد، پیامبر از او می‌پرسید: «آیا حرفه‌ای‌ داری؟» و اگر می‌گفت: «نه»، از او روی‌ برمی‌گرداند. پیامبر می‌فرمودند: «کسی‌ که‌ حرفه‌ ندارد با دین‌ خود زندگی‌ می‌کند.» [۲] پیامبر دست‌ کارگری‌ را که‌ پینه‌ بسته‌ بود، بوسه‌ می‌زد و می‌گفت: «این‌ دستی‌ است‌ که‌ خداوند و رسول‌ او دوستش‌ می‌دارند.» []3 

۳. دین‌ کار را عبادت‌ می‌داند. در آثار دینی‌ عبادت‌ هفتاد جزء دارد و برترینش‌ کار است. [۴] دین‌ تأکید دارد که‌ کشاورزی‌ و درختکاری‌ و تجارت‌ و ساختمان‌سازی و دیگر کار‌ها عبادت‌اند و پاداش‌ آنان‌ نزد خداوند است. 

به‌طور کلی‌ اسلام‌ می‌کوشد تا همه زندگی‌ مؤ‌من‌ را عبادت‌ و سجود و تسبیح‌ و نماز کند. این‌ مسئله‌ از طریق‌ درستی‌ کار و درست‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ و از طریق‌ درستی‌ نیت‌ و بلندی‌ آن‌ است. 

این‌ قداست، برای‌ تکریم‌ کار و کوشش‌ و برای‌ کاستن‌ سختی‌ از کارگر است، زیرا کارگر با کار خود خداوند را عبادت‌ می‌کند. همچنین، ‌ انجام‌ دادن‌ کار باعث‌ می‌شود آدمی‌ کار را درست‌ انجام‌ دهد، و در هنگام‌ ضرر مادی‌ احساس‌ خسران‌ نکند. این‌ اصل‌ نیروهای‌ فرد را بسیج‌ و تلاش‌های‌ جماعت‌ و همه افراد را هماهنگ‌ می‌کند. همچنین، آغاز و پایان‌ و امکانات‌ را نزد همه‌ یکسان‌ می‌کند. 

باعث‌ می‌شود آدمی‌ احساس‌ کند که‌ با همه هستی‌ و همه موجودات‌ هماهنگی‌ تام‌ دارد. موجوداتی‌ که‌ بنابر تعبیر قرآن‌ برای‌ خدا سجده‌ می‌کنند و حمد او را می‌گویند و برای‌ او نماز می‌گزارند. پس‌ کسی‌ که‌ کار می‌کند، همراه‌ با کاروانی‌ ابدی‌ وازلی، خدا را عبادت‌ می‌کند. این‌ احساس‌ ژرف‌ به‌ او آرامش‌ می‌دهد، مشوقش‌ است، انگیزه‌اش‌ را بالا می‌برد و امید او را بر می‌انگیزد. 

در پایان‌ پرسشی‌ را متوجه‌ خود و سازمان‌ جوانان‌ کارگر مسیحی که‌ مرا دعوت‌ کرده‌ است، می‌کنم. پرسش‌ این‌ است‌ که‌ چرا این‌ سخنان‌ و این‌ ویژگی‌ها را امروز مطرح‌ می‌کنید و پیش‌ از این، که‌ صاحبان‌ کار به‌ کارگر ستم‌ می‌کردند و بر او سخت‌ می‌گرفتند و خونش‌ را می‌مکیدند، چیزی‌ نمی‌گفتید؟ حال‌ که‌ صبر کارگران‌ لبریز شد، سپس‌ آگاه‌ شدند، حرکت‌ کردند، حزب‌ و سندیکا تشکیل‌ دادند و بسیاری‌ از حکومت‌ها را از آنِ‌ خود کردند، پس‌ از این‌ شروع‌ به‌ تشکیل‌ سازمان‌های‌ دینی‌ کردید، در مراکز دینی‌ سخنرانی‌ کردید و از مواضع‌ مثبت‌ دین‌ و سردمداران‌ آن‌ در برابر کارگران‌ سخن‌ گفتید. 

در پاسخ‌ باید بگوییم‌ که‌ این‌ مسئله‌ به‌ بحثی‌ تمدنی‌ و عمیق‌ باز می‌گردد. به‌ صورت‌ خلاصه‌ باید بگویم‌ که‌ در تمدن‌ مؤمن‌ شرق‌ به‌ کارگران‌ ظلمی‌ نمی‌شد و جامعه‌ را طبقه‌بندی‌ نمی‌کرد. در این‌ جوامع‌ کارگر دشمن‌ کارفرما نبود و کارفرما هم‌ از کارگر سوء‌استفاده‌ نمی‌کرد. 

علت‌ این‌ بود که‌ تمدن‌ بر پایه ایدئولوژی‌ معنوی‌ و اخلاقی‌ بنا شده‌ بود. اندیشه‌های‌ اخلاقی‌ و معنوی‌ روابط‌ میان‌ افراد و گروه‌ها را تنظیم‌ می‌کرد. مثال‌ در این‌ مورد بسیار است‌ که‌ یکی‌ از آن‌ها را ذکر می‌کنم. در تمدن‌ شرقی‌ ما به‌ کارگر کارآموز یا شاگرد گفته‌ می‌شد، زیرا کارگر نزد کارفرما حرفه‌ و صنعتی‌ می‌آموخت‌ تا این‌ آموزش‌ مقدمه‌ای‌ برای‌ شریک‌ شدن‌ در آن‌ حرفه‌ و یا کار مستقل‌ برای‌ کارگر شود. پس‌ کارگر به‌ نوعی‌ شاگرد صاحب‌کار بود. 

اما هنگامی‌ که‌ تمدن‌ غرب‌ فقط‌ بر ماده‌ بنیان‌ نهاده‌ شد و مانع‌ دخالت‌ متافیزیک‌ در زندگی‌ و جامعه‌مان‌ شد، مادی‌گرایی‌ بی‌هیچ‌ قید و شرطی‌ سیطره‌ یافت. از این‌ زمان‌ صاحب‌ کار تنها هدف‌ خود را افزایش‌ ثروت، آن‌ هم‌ بدون‌ هیچ‌ شرط‌ و اندازه‌ای‌ دانست. از همین‌ رو، بر کارگر فشار می‌آورد و حق‌ او را به‌ شیوه‌های‌ گوناگون‌ غصب‌ می‌کرد تا سود بیشتری‌ ببرد. این‌ مسئله‌ تا جایی‌ ادامه‌ پیدا کرد که‌ کارفرما فقط‌ به‌ اندازه زنده‌ ماندن‌ به‌ کارگر مزد می‌داد و کارگر مانند حیوانی‌ در خدمت‌ کارفرما می‌ماند. به‌ طور طبیعی، ‌ این‌ وضعیت‌ به‌ انفجار انجامید و کارگر شورید و تجمع‌ کرد و حق‌ خود را گرفت‌ و بر املاک‌ دیگران‌ سیطره‌ یافت. و این‌ سرنوشت‌ همه ابعاد تمدن‌ مادی‌ غرب‌ و شرق‌ است، بدون‌ استثنا و نه‌ فقط‌ در موضوع‌ کار و کارگر. 

از همین‌ رو، دین‌ و دین‌شناسان‌ در برابر مسائل‌ تازه‌ای‌ قرار گرفتند، که‌ پیش‌ از این‌ در سرزمین‌ خودشان‌ وجود نداشت. بنابراین، ‌ برای‌ این‌ نوع‌ مسائل‌ باید چاره‌ای‌ می‌اندیشیدند و نظر درست‌ را می‌گفتند و از آن‌ دفاع‌ می‌کردند و ستم‌ را از هر جایی‌ که‌ باشد، می‌کاستند. به‌ این‌ سازمان‌ تبریک‌ می‌گویم‌ و امیدوارم‌ فراگیر شود و با قدرت‌ و هماهنگی‌ در کار‌ها و افکار ژرف‌ به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد. و الله من‌ وراء القصد و هو ولی‌ التوفیق. 

------

*. به مناسبت روز کارگر «سازمان کارگری جوانان مسیحی» در لبنان از امام موسی صدر دعوت کرد تا در مراسم آنان شرکت کند. در این برنامه مطران شکرالله حرب هم شرکت کرده بود و مراسم زیر نظر رئیس جمهور لبنان، شارل حلو برگزار می‌شد. این بزرگداشت در کلیسای «الایقونة العجائبیة» و در اول می‌۱۹۶۹ برگزار شد.


۱. کافی، ج۵، ص۷۶. 

۲. کان‌ رسول‌ ا اذا نظر الی‌ الرجل‌ فأعجبه‌ قال: له‌ حرفة؟ فان‌ قالوا الاقال: سقط‌ من‌ او عن‌ عینی. قیل‌ و کیف‌ ذاک‌ یا رسول‌ ا. قال: لأن‌ المؤ‌من‌ اذا لم‌ یکن‌ له‌ حرفه یعیش‌ بدینه. (نوری، میرزا حسین، مستدرک‌ الوسائل، قم، مؤ‌سسه آل‌ البیت‌ لاًحیأ التراث، ۱۴۰۸ ق، ج۱۳، ص۱۱).

۳. أن‌ رسول‌ا لما اقبل‌ من‌ غزوه تبوک‌ استقبله‌ سعد الانصاری‌ فصافحه‌ النبی‌ ثم‌ قال‌ له‌ ما هذ الذی‌ اکتب‌ یدیک. قال‌ یا رسول‌ ا أضرب‌ بالمرو المسحاه فأنفقه‌ علی‌ عیالی. فقبٍّل‌ یده‌ رسول‌ ا و قال‌ هذه‌ ید لا تمسب‌ها النار؛ هنگامی‌ که‌ پیامبر از جنگ‌ تبوک‌ بازگشت‌ بعد انصاری‌ به‌ استقبال‌ او رفت. پیامبر با او دست‌ داد و گفت: «چه‌ چیزی‌ دستانت‌ را زبر و خشن‌ کرده‌ است.» بعد گفت: «ای‌ پیامبر با بیلچه‌ کار می‌کنم‌ و مخارج‌ خانواده‌ام‌ را تأمین‌ می‌کنم.» پیامبر دست‌ او را بوسید و گفت: «این‌ دستی‌ است‌ که‌ آتش‌ بدان‌ نمی‌رسد. (ابن‌ اثیر، عزالدین، أسد الغابه فی‌ معرفه الصحابة، بیروت، مؤ‌سسه الرسالة، ۱۴۰۹ ق، ج‌۲، ص‌ ۲۶۹).

۴. قال‌ رسول‌الله: العباده سبعون‌ جزءاً‌ و افضل‌ها جزءاً‌ طلب‌ الحلال. (وسائل‌الشیعة، ج‌۱۷، ص‌۲۴).


موسسه تحقیقاتی امام موسی صدر

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.