شرح مقاله

تاملی در حقیقت تاریخ 1

تاملی در حقیقت تاریخ 1

 خلاف بسیاری که محل و مسئله اصلی مورد اختلاف در سقیفه را شخص جانشین پیامبر قلمداد نموده و آن را ریشه اصلی اختلاف بین شیعیان و غیر شیعیان ذکر کرده اند، آنچه محل آن نزاع تاریخی بود، هیچگاه شخص جانشین نبود، بلکه شیوه اداره حکومت بود.

 یادداشت// سلمان کدیور، دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

در آنچه موضوع شیعگی و غیر شیعگی می خوانند اشتباه عمیقی رخ داده است.و غالب آنان که به تاریخ صدر اسلام پرداخته اند و آنان که بر منابر از آن سخن رانده اند، این تفکر اشتباه را منتشر و بسط داده اند و آن موضع اختلاف در سقیفه است.

خلاف بسیاری که محل و مسئله اصلی مورد اختلاف در سقیفه را شخص جانشین پیامبر قلمداد نموده و آن را ریشه اصلی اختلاف بین شیعیان و غیر شیعیان ذکر کرده اند، آنچه محل آن نزاع تاریخی بود، هیچگاه شخص جانشین نبود، بلکه شیوه اداره حکومت بود.

عده ای از صحابه بر این اعتقاد بودند که حکومت بعد از پیامبر، نه تنها نیازی به وحی ندارد بلکه باید امر حکومت از قدس آسمانی به عقل زمینی منتقل گردد.

آنها بر این نظر بودند که قرآن به عنوان یک منبع عقلی برای اداره حکومت کافی است و لازم نیست حاکم جامعه اسلامی کسی باشد که خداوند آن را منصوب کرده باشد تا دستورات او را عملی سازد.

مسئله حکومت امری زمینی است و عقل زمینی با ابزار مشورت نخبگانی قابلیت هدایت آن را دارد ولو اینکه این عقول به عدالت هم رفتار ننمایند.

این همان چیزی است که امروزه در عرف جامعه شناسی سیاسی، سکولاریسم می گویند.

اما عده ای دیگر خلاف این عقده داشتند که حاکم حکومت اسلامی باید منصوب خداوند و متصل به وحی باشد و عدالت ورزیدن پیش شرط چنین مقامی است.

و در این نگاه قرآن نه یک متن صرفا مقدس، بلکه یک راهنما برای اداره امور جامعه است و امام جامعه مجری این قانون اساسی است.

در حقیقت دعوی تشیع با سایر فرق اسلامی، نه بر سر شخص ابوبکر یا علی .ع. است، بلکه اختلافی بسیار عمیق در نحوه اداره جامعه است.

برای همین است که بعد از مرگ خلیفه دوم و تشکیل شورایی شش نفره برای تعیین جانشین او، وقتی عبدالرحمن ابن عوف دستش را به سوی علی دراز می کند و می گوید: ای علی ما با تو برای جانشینی عمر بیعت میکنیم به شرط آنکه  طبق قرآن، سنت رسول خدا و سنت شیخین عمل نمایی و حضرت در پاسخ می گوید «لا» .... نه ... من طبق قرآن و سنت رسول خدا عمل می کنم اما روش خاص خود را دارم و بر آن روش عمل میکنم.

و اینجا که این اختلاف روش را می بینند، حکومت را به عثمان می دهند که روشش بر بی عدالتی اجتماعی و تقویت جریان سرمایه داری اسلامی است.

اگر این مسئله و این نقطه اختلافی را خوب درک کنیم متوجه می شویم که شیعگی فقط به اعتقاد بر جانشینی امیرالمومنین نیست بلکه به ایمان داشتن به آن روش حکومتی ایشان است و تلاش کردن در جهت تثبیت آن در جامعه.

برای همین است که وقتی برخی نزد ائمه می آمدند و اظهار تشیع می کردند، حضرات به آنان می گفتند شما شیعه ما نیستید بلکه فقط محب و دوستدار  ما هستید.

و اینجا است که متوجه می شویم شیعه بودن حاوی چه بار مسئولیت سنگینی است و شیعه بودن چقدر سخت است چنان که در هر شهر شاید به تعداد انگشت یک دست نباشند.

شیعه کسی است که روز شب در جهت تثبیت روش حکومتی علی .ع. که بر پایه عدالت بنا شده است،جهاد می کند، حتی اگر به زبان شهادت ولایت او را سر نداده باشد.

آری

تمام عدالتخواهان تاریخ، شیعیان حقیقی علی .ع. اند کسانی عشق علی چنان کور و کرشان نکرده که تبعیض و فقر و فساد را نبینند و صدای ضجه مظلومی را نشنوند.

آنها از طریق شناخت راه و مش علی .ع. به عشق او نائل گشته اند.

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.