شرح مقاله

اندراحولات اصلاحات پطر کبیری در شیراز

اندراحولات اصلاحات پطر کبیری در شیراز

 آنچه امروز بیش از هرچیز به عنوان نیاز اساسی شهرمان وجود دارد طراحی یک طرح جامع عدالت محور به عنوان سند و راهبرد عمل مدیران شهری است. اما ظاهرا اینکه شهر چه الگویی داشته باشد؛ بیش از آنکه تابع برنامه باشد؛ تابع شرایط مزاجی آقایان، در سفر هاست. یک الگو برداری کاریکاتوری و کج و کوله...

  یادداشت// میر مهدی اسدی، سخنگوی تشکل آرمان دانشگاه آزاد و عضو شورای مرکزی مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

 

روزی نیست که خبر خواهرخواندگی شهرمان با شهرهای مختلف را نشنویم و قیاس شهرمان را با شهرهای بلاد خارجه، نخوانیم و باز روزی نیست که خبر مسرت بخش سفرهای اعضای شورا و شهرداری را به این کشور و آن کشور نشنویم.

 

شهید آوینی در این باب می فرماید: «می گویند پطر کبیر وقتی که در هلند تحصیل می کرد، در جواب به این دغدغه همیشگی خویش که چرا ملت روسیه مثل هلندی ها به ترقی و پیشرفت نرسیده اند، ناگهان در طیّ یک مکاشفه کاملاً علیمانه دریافت که هر چه هست در این نکته مستتر است که مردم هلند هر روز صبح ریش هایشان را با تیغ می تراشند... و بعد چون به روسیه بازگشت نهضتی عظیم علیه ریش به راه انداخت و دستور داد که همه ریشوهای خائن را دستگیر کنند و ریش هایشان را در ملأعام بتراشند تا مملکت پیشرفت کند و همچون هلند به ترقیات عالیه دست یابد. و عجیب است که بعد از نزدیک به یک قرن، هنوز که هنوز است، تفسیرهای غرب باوران و فرنگ زدگان این مرز و بوم از حد پطر کبیر فراتر نرفته است»

 

از این منظر هرگاه اعضای شورا به تهران می روند و بزرگراه امام علی(ع) یا محور صدر نیایش را می بینند؛ راز پیشرفت را در طبقاتی کردن ایمان جستجو می کنند و چون از ماشین پیاده نمی شوند؛ نمی توانند درک کنند که این طرح ها چه اثری بر روح و روان شهروندان ساکن در آن مناطق و کالبد منطقه می گذارد. خروجی این کشف و شهود؛ می شود عمل کج و کوله و کاریکاتوری براساس طرحی که دو دهه قبل دانشگاه شریف ارائه کرده است و نمود عینی این شاهکار می شود تقاطع ستارخان که درونش ترافیک سنگین وجود دارد و نمونه ی شاهکارترش، تقاطع معلم است که پس از احداث آن با توجه به کاربری های خدماتی اطراف آن و افزایش جذابیت سفر؛ ترافیک را به فرهنگ شهر هدیه داده است.

 

وقتی استاندار اسبق به دوبی می رود؛ به دانشجویان نگاه عاقل اندرسفیه می اندازد و می پرسد که شما دوبی را دیده اید؟! و با این جملات عمیق و اثرگذار از مجتمعی تجاری دفاع می کند که اتفاقا صادرکننده ی مجوزش؛ شورای جناح رقیبش می باشد؛ مجتمع خلیج فارس که رکوردهای جهانی را در زمینه ی بی خردی و کارِ بدونِ برنامه جابه جا کرده است.. مجتمعی که امروز به جای رونق تولید داخلی به بارانداز اجناس چینی تبدیل شده است چرا که مولفه ی غیرقابل انکار توسعه ی تجارت؛ تولید می باشد. همچنین این مجتمع بعد از تحمیل یک بزرگراه به شیراز، حالا تقاطعی غیر همسطح را به بودجه ی بیت المال تحمیل کرده است؛ تا شاید معضل ترافیک منطقه حل شود؛ از طرف دیگر با ورشکسته شدن کسب و کارهای کوچک؛ حالا بخشی از نبض تجاری شهر در دستان شرکت کارفوی صهیونیستی قرار گرفته است

 

استاندار سابق هم طی ملاقات بایکی از سفرای اروپایی به کشف و شهود می رسد که محور زند چون برج ندارد؛ ما عقب افتاده ایم؛ پس استاندار اصلاح طلب و شورای اصولگرا دست در دست هم می دهند تا تیشه به ریشه باغ فرزانه بزنند و شیراز را از این عقب ماندگی بی حد و حصر نجات دهند؛ که البته خدارا شکر چارتا دانشجوی پاپتی توانستند با استدلال منطقی، رای شورای عالی معماری و شهرسازی را به نفع شهروندان بگیرند

عضو دیگر شورای شهرمان در بازگشت از فرنگ، طرح سنترال پارک را برای باغ های قصرودشت خواب می بیند که حالا باید منتظر ماند و دید؛ چگونه این طرح به سوداگری و تخریب باغات دامن خواهد زد.

 

عضو دیگر شورایمان در سفر به مشهد؛ با دیدن برج های اطراف حرم کلاه از سرش می افتد و بلافاصله برمی گردد و نطق می کند که چه نشسته اید متحجران، که مشهد پیشرفت کرده و ما عقبیم؛ بیایید به هر استان 2000متر زمین بدهیم تا دور تا دور شاهچراغ هتل-برج بسازند. البته این بنده ی خدا احتمالا خبر ندارد که مشهد 1میلیون حاشیه نشین دارد؛ اطراف حرم رضوی به علت ساخت این برج ها ترافیک سنگین ایجاد شده است و از همه مهمتر بافت تاریخی اطراف حرم شخم خورده است و بخشی از هویت مشهد با بتن پر شده است

 

مسئول ارتفاعات شهرداری شیراز هم با سفری به تهران با دیدن برج میلاد؛ کلاه از سرش می افتاد و به مردمِ بیچاره ی شیراز پیام می دهد که «اوره کا اوره کا» برج برای شیراز در ارتفاعات خواهیم ساخت تا از تهران عقب نمانید.شهردار محترم و هیئت همراه در بازگشت از اروپا تراموا را برایمان تجویز می کنند تا مبادا از مدرنیته عقب بمانیم.

جمع بندی

در شهری که 500هزار حاشیه نشین دارد؛ هزینه 4 میلیاردی برای المان شهدا و چند ده میلیاردی برای پل شیشه ای علی بن حمزه؛ در جایی که پل زیبا و تاریخی علی بن حمزه، استوار ایستاده است؛ با اصلی ترین مطالبه ی انقلابیون 57، یعنی عدالت چه تناسبی دارد؟

اعضای شورا که بارها درک نادرست خود را از مفهوم عدالت و پیشرفت نشان داده اند؛ چه پاسخی برای افزایش شکاف طبقاتی در شهر دارند؟ آیا نباید به دهک دهم؛ حداقل ده برابر دهک اول سرویس داد؟ اگر اینگونه است؛ شهرداری که می گوید عوارض بالاشهری ها را پای منقل پایین شهری ها دود نمی دهم؛ یک لکه ی ننگ برای دهه چهارم انقلاب یعنی دهه ی پیشرفت و عدالت نیست؟ آیا این فرصت چهارساله برای شورا فرصت کمی بود تا به سهمِ خود؛ جلوی شهرفروشی، لوکس سازی شهر، تبدیل شدن کمیسیون ماده 100 به ردیف درآمدی، شکاف طبقاتی و بسیاری از مسائل دیگر را بگیرد و برای غارت یک درصدی ها حدیقف بگذارد؟!

 

مفتخریم به عرض برسانیم که درشهری که کودک سلطان آباد نشین را سگ ها می درند؛ 18 کلینیک دامپزشکی وجود دارد؛ که مرفهین بی درد سگ هایشان را در آنجا تیمار می کنند

 

در این میان شاهدیم که بعضی اعضای شاسی بلندسوارِ شورا بارها دعوت دانشجویان مبنی بر پاسخگویی در دانشگاه را علیرغم تاکید رهبری معظم رد کرده اند و به جای آن نماینده فرستاده اند تا فی المثل، همایش از کوشکک تا سئول را به هم بریزند. شاید این گریز از پاسخگویی به همین دلیل است که خطوط شورا از خرد برنمی خیزد و چون باید رزومه ای از سفرهای گاه و بیگاه خود با پول بیت المال، به مردم ارائه دهند؛ اینگونه روی دیده ها و بلکه شنیده هایِ خود از بنان، تاکید می کنند و بعضا بعد از فهم موضوع، مانند لطیفه عمل می کنند؛ همان بنده خدایی که زمین خورد و برای اینکه ضایع نشود تا خانه سینه خیز رفت

 

آنچه امروز بیش از هرچیز به عنوان نیاز اساسی شهرمان وجود دارد طراحی یک طرح جامع عدالت محور به عنوان سند و راهبرد عمل مدیران شهری است. اما ظاهرا اینکه شهر چه الگویی داشته باشد؛ بیش از آنکه تابع برنامه باشد؛ تابع شرایط مزاجی آقایان، در سفر هاست. یک الگو برداری کاریکاتوری و کج و کوله...

 

انتهای پیام/

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.