شرح مطلب

راست و چپ هایی که بعدها وارونه شدند

راست و چپ هایی که بعدها وارونه شدند

مشروح جلسه این هفته کارگاه گفتمان ساز با سخنرانی استاد رکنی... میر حسین موسوی و رهبری روی بحث اقتصاد با هم اختلاف نظر داشتند چون رهبری به اقتصاد مردمی و سرمایه گذاری خصوصی معتقد بود ولی موسوی حامی پرو پا قرص اقتصاد دولتی بود .

به گزارش عدالتخواهان استاد رکنی پنج شنبه در کارگاه گفتمان سازی حضور یافت و در مورد جناح های بعد از انقلاب و تغییر ماهیت و رفتار آنها در دهه هفتاد به نام دگر اندیشی جریان چپ در دهه هفتاد به بیان مطالبی پرداختند لازم به ذکر است هفته جاری نیز ادامه مبحث هدر کازگاه گفتمان ساز ادامه می یابد .

 

مشروح صحبت های ایشان به صورت زیر است


چپ در مقابل با راست مطرح می شود که ابتدا لازم است معنا و مفهومی از چپ و راست را فهمید . اول عرض کنم که در علوم انسانی اصطلاحات  تعریف ثابتی ندارند و واژه ها متغیر اند . علوم سیاسی که یکی از زیر مجومعه های علوم انسانی می باشد این قضیه بیشتر در آن دیده می شود و تغییرات واژه ها در طول زمان زیاد است و واژه ها متغیر اند .

اصطلاح و ویژگی های چپ و راست بعد از انقلاب کبیر فرانسه معمول شد . هرچند این ویژگی ها الان کاملا ثابت نبوده اما کلیت را اینجا بیان می کنیم :

چپ ها اصولا رادیکالیسم ( انقلابی بودن ) بودند  و اینکه برای تغییر باید از ریشه تا سطح تغییر کند و اصلاح عمیق باشد . در حالیکه راست ها محافظه کار بودند و از اصلاح تدریجی و حفظ وضع موجود دم می زدند .

چپ ها به برابری خواهی و جامعه بدون طبقه معتقد بودند در حالی که طرف مقابل اعتقاد داشت که اتفاقا باید نابرابری باشد و ریشه این نابرابری را هم در خلقت انسانها توسط خدا می دانستند . یعنی می گفتند که خدا یکی را فقیر و یکی را ثروتمند آفریده و و آنهایی که فقر به دنیا می آیند فقیر هم باید بمیرند .

راست ها به اصالت فرد و فردگرایی معتقد بود ولی چپ ها دم از اصالت جمع نسبت به فرد می زدند و به همین دلیل دخالت دولت در همه حوزه ها را لازم می دانند.و به همین دلیل است که کشورهایی با اعتقاد چپ اقتصاد سوسیالیسم ( جامعه محور) را اجرا می کنند ولی راست ها به اقتصاد سرمایه داری تمایل دارند و در جوامع غربی امثال بیل گیتس را می بینیم ولی در سیستم اقتصاد سوسیالیستی بیل گیتس ها وجود ندارند.

چپ ها اشتراک گرایی با همه جهانیان را مدنظر داشتند(کمونیسم )در حالیکه راست ها به ناسیونالیسم و ملیگرایی و ملیت گرایی معتقد بودند.

چپ ها به دنبال پیاده سازی تفکرات مارکس و ایده جامعه بدون طبقه هستند که پس از 200 سال عملا این آرمان هنوز محقق نشده و ظاهرا این نسخه قابلیت اجرای ندارد .

کشورهای با تفکرات چپ گرایانه در آسیا شوروی و چین و بخشی از آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی و خواستگاه تفکرات راست در اروپای غربی و آمریکای شمالی دیده می شود .از لحاظ محتوا عملا اقتصاد چین و آمریکا با هم هیچ تفاوتی ندارند به این دلیل که هردو اقتصاد سکولاری است .

 

حال وارد فضای کشور شویم و کمی درون مایه های جناح سیاسی قبل از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم .قبل از انقلاب گروه های زیادی علیه شاه میجنگیدند و مبارزه می کردند و همه این گروه ها در نفی پهلوی با هم اتفاق نظر داشتند و مشترک بودند اما در اینکه بعد از ساقط شدن حکوکت پهلوی چه طرز حکومتی جایش را بگیرد کاملا در تضاد بودند پس به همین دلیل بود که در همان ابتدای انقلاب گروه ها با هم اختلاف پیدا کردند . به عبارتی گروه هایی که برای مبارزه با شاه همگرا شده بودند بعد از انقلاب کاملا رو به واگرایی سوق داده شدند .

 

گروه های مبارز آن روزهای قبل انقلاب سه دسته بودند

چپ

 

راست 

مذهبیون (اسلام گرایان)