شرح مطلب

حجاب؛ معیار دیندار بودن یا یکی از نتایج دیندار شدن؟

حجاب؛ معیار دیندار بودن یا یکی از نتایج دیندار شدن؟

حلقه مطالعاتی برادران عدالتخواه شیراز، مورخ 21 تیر 93؛ حول جزوه قاموس عدالت رهبری

جریان حزب الله عکس العملش در برابر مسائل کاریکاتوری است.مقابل بسیاری از مسائل سکوت می کنند اما تا اسم حجاب به میان می آید سر و صداها شروع می شود.چرا ائمه جمعه ما، پیرامون مباحث جدی رهبری نطق نمی کنند؟

 

زندگی تجملاتی، ممنوع

در قسمتی از این جزوه(قاموس عدالت) رهبری به این نکته اشاره می کنند که مشی زندگی تجملاتی در صدا و سیما باید تخریب شود، نه تبلیغ.باید روی نوع زندگی تجملاتی هم بحث شود؛ تفاوت نوع زندگی امام صادق(ع) و حضرت امیر(ع) بر اساس چه معیاری بوده است؟در جواب باید گفت که ائمه ما زندگی خود را مطابق عرف تنظیم می کردند، البته هیچگاه زندگی آنان تجملاتی نبوده است، معنای زهد که سبک زندگی ائمه ما بر این پایه بوده است به معنای "تولید حداکثر و مصرف حداقل" می باشد.ائمه ما همیشه زندگی شان در سطح پایین ترین افراد جامعه متناسب با هر زمان بوده است.حضرت آقا جمله ای دارند که می فرمایند:"ثروت اندوزی حلال بر مسئولین جمهوری اسلامی حرام است"

 

نظر رهبری بر این است که صدا و سیمای ما باید به سمت همدردی با محرومین و فقرا حرکت کند، اما متاسفانه تاکنون اینگونه نبوده است؛ وجه غالب صدا و سیما و سینمای ما نمایش تشریفات و تجملات بوده است.

 

بین مردم بودن، اما با مردم نبودن

 

نکته بعدی پیرامون نوع ارتباط جریان حزب الله با مردم می باشد.حضرت امیر(ع) بین مردم بودند اما با مردم نبوده اند؛ به این معنا که باید متناسب با ذهن و زبان مردم با آنها رفتار کرد، اما تحت تاثیر اشتباهات و انحرافات احتمالی مردم قرار نگرفت.متاسفانه برخی مذهبی های ما عرف جامعه را در نظر نمی گیرند؛ مثلا جریان حزب الله ما در مکالمه و گفتگو با مردم دارای اشکال است؛ "علی قدر عقولهم" صحبت کردن را ما بلد نیستیم.اصولا زیبا سخن گفتن یک ارزش است، باید تا آنجا که می توانیم خوب صحبت کنیم، باید به بهترین شیوه و با قوی ترین استدلال ها سخن بگوییم، باید به گونه ای صحبت کنیم که اولا خودمان را کامل اقناع کنیم و بعد دیگران را.وقتی با مردم مواجه می شویم ما به عنوان شخصیت مذهبی 2 نوع تاثیر روی توده ها داریم: 1)پیام ما 2)ظاهر ما

                                                                                      

نظران ما پیرامون حجاب و تجمع شکل گرفته در این باره

 

با توجه به تجمع امروز برخی از مذهبیون راجع به مساله حجاب لازم است که مباحثی را با هم داشته باشیم:

 

1)حجاب معیار دیندار بودن نیست، یکی از نتایج دیندار بودن است.

 

2)بسیاری از مسائل فردی قابل تعمیم به جامعه است، قرآن برخی از صفات افراد را به یک جامعه هم نسبت میدهد.نمی شود در جامعه رانت و شکاف طبقاتی و دروغ باشد و ما انتظار روسری و حجاب کامل از افراد داشته باشیم.همانگونه که حجاب فردی نشئت گرفته از ایمان فرد است، درست شدن حجاب جامعه هم متوقف به حل مسائل ایمانی جامعه است(فقرزدایی، یکی از موارد حل ایمان جامعه است).

 

3)باید اثر امر به معروف و نهی از منکر سنجیده شود.این سبک اعمال، باعث پر رنگ شدن شکاف های اجتماعی می شود.هر گونه تقسیم بندی به غیر از تقسیم بندی "مستضعفین-مستکبرین" غلط است(با روسری – بی روسری اصولگرا – اصلاح طلب و ...)

 

4)امر به معروف و نهی از منکر باید مقدمتا خطاب به حاکمیت باشد، الناس علی دین ملوکهم(مردم آیینه داران حاکمان خود هستند).اصل انتقادات باید متوجه حاکمیت باشد.حتی در مبارزه با امثال صادق شیرازی ها هم باید نقد حاکمیت کرد، چرا که توجیه عملی حرف های شیرازی، عملکرد ضعیف مسئولین است(اگر مسئولین خوب عمل نکنند و نظام با بحران ناکارامدی مواجه شود،  آبروی اسلام به خطر می افتد و حرف صادق شیرازی عملی می شود)،اگر مسئولین خوب عمل کنند، خود به خود حرف های صادق شیرازی نقض می شود.

 

5)جریان حزب الله عکس العملش در برابر مسائل کاریکاتوری است.مقابل بسیاری از مسائل سکوت می کنند اما تا اسم حجاب به میان می آید سر و صداها شروع می شود.چرا ائمه جمعه ما، پیرامون مباحث جدی رهبری نطق نمی کنند؟وقتی مردم ببینند که روحانیون با آنان هم دغدغه نیستند دیگر به حرف آنان گوش نمی کنند.چرا در راستای مطالبات صریح آقا، مانند مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، فقر زدایی، اقتصاد مقاومتی و ... اعتراضی صورت نمی گیرد؟

 

6)حجاب علت است یا معلول؟نوک پیکان مطالبات باید به سمت عوامل بدحجابی رود نه خود موضوع حجاب به صورت جزئی.پیامبر می فرمایند در جامعه دو گروه هستند که اگر اصلاح شوند جامعه اصلاح می شود و اگر فاسد شوند جامعه فاسد می شود: 1( علما 2) حکما.باید رفع علل بد حجابی را از روحانیون و مسئولین مطالبه کرد.

 

7)یکی از عوامل مهم بدحجابی بیکاری است.یکی دیگر از عوامل بدحجابی، جهل افراد است.یکی از دلایل جهل افراد، گرفتن جرات "چرا گفتن" از جامعه است.جامعه مذهبی ما، اجازه گفتن چرا به افراد نمی دهد.هر چه مذهبیون ما به روش های غلط و نادرست، ترویج دین کنند، افراد را بیشتر نسبت به مبانی دینی بدبین می کنند.یکی دیگر از دلایل جهل مردم، اصحاب منابر هستند.مثلا بسیاری از مداحان و روحانیون ما، حضرت زهرا(س) را تنزل داده اند به یک سری کارهای عادی.یکی از مهم ترین دلایل شهادت حضرت فاطمه(س)، غصب جایگاه حق بوده است، در جامعه امروز واقعا ما چقدر غصب جایگاه داریم؟چرا نسبت به این مسئولیت های نا مشروع هیچ واکنشی نشان داده نمی شود؟ظلم به این بانو از این بالاتر است که ایشان را در ظاهر و چادر خلاصه کنیم؟درد حضرت زهرا(س)، درد سیلی خوردن نبود، ایشان دردهای بزرگ تری داشتند.آن بانو می توانند الگوی تمام مبارزین جهان باشند(امام زمان از حضرت فاطمه به عنوان الگوی خود یاد می کنند).

 

8)باید در جامعه مراقب باشیم، گاهی برخی می خواهند ما را درگیر مسائل سطحی کنند تا از مسائل اصلی غافل شویم.اصولا درگیری مردم با مردم کار بسیار اشتباهی است.نباید در مسائل اجتماعی، نوع قضاوت های ما بر اساس تیپ افراد باشد.تیپ و ظاهر افراد، نباید باعث جدایی و انشقاق ما از یکدیگر شود، ملاک دینداری ظاهر و ریش و کراوات نیست، ملاک مومن بودن، عامل بودن به دستورات دین است، با رعایت مراتب و اولویت های مورد تاکید شریعت.چه بسا یک بد حجاب(که فقط یک عیب درونی دارد)، بسیار مومن تر و ارزشی تر از بسیاری از چادری ها باشد و بالعکس.باید اینجا به این نکته هم اشاره کنیم، که ما به تشکیل زنجیره انسانی و انجام کار مشترک با همین بد حجاب ها افتخار می کنیم.کسی که دغدغه های عمیق اجتماعی دارد یک مومن واقعی است، نه آن کسی که عکس رهبری را در اتاقش قاب کرده و زنگ موبایلش مداحی است.

 

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.