شرح مطلب

منبع حلقه مطالعاتی برادران،جهت شرکت درجلسه 15 مهر

منبع حلقه مطالعاتی برادران،جهت شرکت درجلسه 15 مهر

منبع حلقه مطالعاتی برادران مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز ،ترجمه خطبه منا امام حسین(ع) ویادداشت حسین شهبازی عضوشورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی

مسئولیت در برابر سکوت!

 

سخنران : حسین پسر علی

مکان: منا               

زمان: ذی حجه سال 60 هجری ( یک سال قبل از عاشورا )

حضار: 200 صحابی پیامبر 500 نفر از تابعین و صدها تن از آگاهان امت

مخاطب: همه تاریخ ( شاید ما باشیم! به شرط اینکه به قیامت ایمان داشته باشیم! )

- ای مردم، بزرگان عبرت بگیرید از موعظهای که خداوند به دوستان خود در قرآن میفرماید اگر شما خود را اولیای خدا میدانید، و اگر دیندارید و مخاطب قرآن هستید پس بی تفاوت نمانید و احساس تکلیف کنید! آیا ندیده اید که خداوند چند بار در قرآن به روحانیون مسیحی و یهودی به شدت حمله فرموده و آنها را توبیخ کرده است که چرا مردان خدا در جامعه و حکومت بی عدالتی و فساد دیدند و سکوت کردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نکردند؟ و فریاد نکشیند؟ و نیز فرمود:«نفرین بر کسانی از بنی اسرائیل که کافر شدند. آنها که امر به معروف و نهی از منکر نکردند، و چه بد عمل کردند.»

- خداوند علمای مسیحی، یهودی و روحانیون و آگاهان ادیان قبل را نکوهش کرد زیرا ستمگرانی جلوی چشم آنها فساد میکردند و اینان میدیدند و سکوت میکردند و دم برنمی آوردند. خداوند چنین کسانی را کافر خوانده و توبیخ کرده که چرا در برابر بی عدالتی و تبعیض و فساد در حکومت و جامعه ی اسلامی ساکت هستید و همه چیز را توجیه و ماستمالی میکنید و رد میشوید؟ چرا سکوت کرده اید؟ علت آن این است که عده ای از شما میخواهید که سبیلتان را چرب کنند و عده ای از شما هم میترسید که سبیلتان را دود بدهند. عده ای طمع سفره دارید و سفره ی چرب میخواهید تا بخورید و میگویید که چرا خودمان را به زحمت بیندازیم و با نهی از منکر و انتقاد و اعتراض ریسک کنیم؟ فعلا که بساط مان رو به راه است و عده ای از شما نیز میترسید. اما مگر در قرآن نمیخوانید که فرمود از مردم نترسید ازحاکمان و صاحبان قدرت و ثروت نیز نترسید از من بترسید! آیا شما آیه را ندیده اید؟ آیا سوره ی توبه را نخوانده اید که میگوید زنان و مردان مومن نسبت به یکدیگر ولایت اجتماعی دارند و حق دارند در کار یکدیگر دخالت بکنند. به این اندازه که یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند. خداوند این حق و اجازه را داده است که شما نسبت به یکدیگر بی تفاوت نباشید بلکه حساس باشید. اگر همین یک اصل امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت دائمی و انتقاد و اعتراض و تشویق به خیرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بی عدالتی و تبعیض اجرا بشود بقیه ی فرائض . تکالیف الهی نیز اجرا می شود و همین یک حکم را شما عمل بکنید! نترسید! دنبال دنیا نباشید! سورچران نباشید! اما هیهات که شما اهل همین یک تکلیف هم نیستید. ولی من هستم. امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام و دین است منتها دعوت زبانی تنها نه که ای مردم بیایید و مسلمان شوید! اسلام خوب است و به بعضی شبهاتتان پاسخ بدهیم و تمام. اما نهی از منکر با رد مظالم، جبران همه ی بی عدالتی هایی که میشود و شده است. و نه صرفا گفتن اینکه عدالت خوب است و ظلم بد است. یعنی در برابر ظلم و ستمهایی که شده، ایستادن و آنها را عقب زدن و جبران بی عدالتی ها، وظیفه عملی شماست. باید درگیر شوید و با ستمگران، چشم در چشم بایستید و بگویید: "نه!" باید انتقاد و اعتراض کنید و یقه شان را بگیرید.تقسیم عادلانه بیت المال و اموال عمومی و توزیع عادلانه ثروت حکم خداست. گرفتن مالیات از ثروتمندان و هزینه کردن آن به نفع فقرا ادامه همان تکلیف است. شما گروهی که به آدمهای خوب مشهورید و عالمان دین خوانده میشوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می برند.

- شما به نام دین از شما حساب می برند و و احترام می گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می دهند. در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید. و هیچ خدمتی به این مردم نکرده اید. و مردم مجانی برای شما احترام قائل اند. و شفاعت شما را می پذیرند. شما به نام دین است که اعتبار و نفوذ کلمه دارید. در خیابان ها مثل شاهان نام می برید. و با هیبت و کبکبه رفتار می کنید. به راستی چگونه به این احترام و اعتبار اجتماعی رسیده اید. فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید. اما شما در اغلب موارد از انجام وظیفه و احقاق حق الهی کوتاهی کرده اید و حق رهبران الهی را کوچک شمرده اید.

- حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضییع کرده اید. شما نسبت به حق ضعفا و محرومین کوتاه آمده اید. این حقوق را نادیده گرفته اید و سکوت کرده اید اما هر چیز که فکر میکردید حق خودتان است مطالبه کردید. شما هر جا حق ضعفا و مستضعفین بود کوتاه امدید و گفتید ان شاءالله خدا در آخرت جبران میکند اما هر جا منافع خودتان بود آن را به شدت مطالبه کردید و محکم ایستادید. شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزشها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام درگیر بشوید. با همه  ی این کوتاهی ها از خدا بهشت را هم میخواهید؟ پس از همه ی این عافیت طلبی ها و دنیا پرستی ها منتظرید که در بهشت همسایه ی پیامبران او باشید! در حالی که من میترسم خداوند در همین روزها از شما انتقام بگیرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از کرامات خداست. دستاورد خودتان نیست. شما مردان الهی و مجاهدان و عدالت خواهان را اکرام و احترام نمیکنید و تکلیف شناسان را قدر نمیدهید. حال آنکه به نام خدا در میان مردم محترمید. میبینید که پیمانهای خدا در این جامعه نقض میشود و آرام نشسته اید و فریاد نمیزنید اما همین که به یکی از میثاقهای پدرانتان بی حرمتی شود داد و بیداد به راه میاندازید. میثاق خدا و پیامبر خدا زیر پا گذاشته شده، شما آرامید، سکوت کرده و آن را توجیه میکنید. حال میثاق پیامبر در این جامعه تحقیر شده است؛ لالها، زمینگیران، کوران، فقرا وبیچاره ها در سرزمینهای اسلامی بر روی زمین رها شده اند و بی پناهند و کسی به اینها رحم نمیکند. شما به این وظیفه ی دینی و الهی تان عمل نمیکنید و کسی مثل من هم که میخواهد عمل کند، کمکش نمیکنید. میثاق خدا این است که بیچاره ها و زمینگیرها نباید در شهرها گرسنه بمانند و کسی به دادشان نرسد. این میثاق خداست و شما خیانت کردهاید. شما مدام به دنبال ماستمالی و مسامحه؛ یعنی سازش با حاکمیت هستید تا خودتان امنیت داشته باشید، ولی امنیت و حقوق مردم برایتان مهم نیست. فقط امنیت و منافع خودتان برایتان مهم است.همه ی اینها محرّمات الهی بود که میبایست ترک میکردید و نکردید.

- شما می بایست این ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکردید، و مصیبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دین و اصحاب پیامبر بودید و چشم مردم به شما بود و شما را نماینده ی اسلام میدانستند. مجرای حکومت و مدیریت و رهبری جامعه باید به دست علمای الهی باشد که امین بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کردید که این مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زیرا شما زیر پرچم حق متحد نشدید و پراکنده و متفرق شدید و در سنت الهی اختلاف کردید با این که همه چیز روشن بود. اگر حاضر بودید زیر بار شکنجه و توهین، مخالفت کنید و در راه خدا رنج ببرید، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بی عدالتی و ستمگران، تمکین و امور الهی و حکومت را به اینان تسلیم کردید، حال آنکه آنان به شبهات عمل میکنند و طبق شهوات خود حکومت میکنند و دین را از حکومت تفکیک کردند. فرار شما از مرگ، اینان را بر جامعه مسلط کردند، شما به زندگی دنیایی چسبیده اید و حاضر نیستید از آن جدا شوید.اما بدانید که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت میمیرد.آیا گمان میکنید اگر شهید نشوید تا ابد زنده میمانید؟ اما اگر شهید نشوید، مدتی بعد با ذلت میمیرید. شما از دنیا دست بر نمیدارید، اما دنیا از شما دست برمیدارد. پس ای علمای الهی، تا دیر نشده جانتان را در خطر بیاندازید و از حیثیتتان در راه دین و ارزشها مایه بگذارید و فداکاری کنید. شما این ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحویل دستگاه ظالم داده اید. گروههایی از مردم برده ی اینان شده اند و مثل برده های مقهور و شکست خورده، زیر دست و پای آنان له میشوند. عده ای نان شبشان را نمیتوانند تهیه کنند. در هر شهری عده ای را گماشته اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند. مردم نمیتوانند دستی را که به سمتشان می آید تا به آنها زور بگوید، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه ی این صحنه ها را میدیدید و کاری نمیکردید. اینان عده ای ستمگر و صاحبان قدرت اند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل میکنند و به روش غیر اسلامی حکومت میکنند و متاسفانه بی چون و چرا هم اطاعت میشوند. در حالی که نه خدا را میشناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب میکنم از شما که این زمین زیر پای ظالمان صاف و پهن است، عده ای باج بگیر حکم میرانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانیت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتید.

- خدایا تو میدانی که قیام ما له له زدن برای سلطنت، تنافس در قدرت و گدایی دنیا و شهرت نیست، بلکه تنها برای برپاکردن نشانه های دین تو قیام کردیم. این علامتهای راهنمایی و تابلوهای راه را انداخته اند و من میخواهم دوباره این تابلوها را برپاکنم. قیام برای این است که مردم گیج و گمراه شده اند و باید آگاه شوند و باید خونمان را به صورت این خواب زده ها بپاشیم تا بیدار شوند.

 

****************************************

 

وآنگاه انقلاب منحرف شد...

یادداشت حسین شهبازی ،عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی


تلاش نویسنده در ادامه این نوشتار بر این خواهد بود که پیرامون مخاطرات پیش روی یک حکومت انقلابی _خاصه انقلاب اسلامی  _ قلم بفرساید.

سپس پاسخ به این سوال را به عرصه شریف توجه شما بکشد که اصولا مواجهه با کدام دسته از مخاطرات و دشمنان بزرگ و کدام مواجهه بزرگتر است ؟ و بر همین مبنا بکوشد تا عرصه ی جهاد اکبر ایران کنونی را به قدر فرصت و توان تشریح نماید.

یک حکومت انقلابی به طور کلی به دو دسته از نگرانی ها مجبور است فکرکند.

1. سرشاخ شدن با دشمن برون مرزی و مصاف فیزیکال با دشمن خارجی که دشمنیش را پنهان نمیکند.در این حالت اصلی ترین و مهمترین کاری که نیروهای خودی باید انجام دهند مقاتله است.

2. مصاف با دشمن داخلی که عموما دشمنی او را با اکتفا به مشخصه های ظاهریش نمیتوان تشخیص داد.

به نظر شما کدام یک از این دو خطر بزرگتر است؟

جنگ با دشمن خارجی همواره یک جنگ فیزیکال و سخت افزاری است و لذاست که صدمات نیز عموما سخت افزاری و فیزیکال خواهند بود.در این حالت بدترین صدمه ای که ممکن است وارد شود سرنگونی حکومت است.

اما در حالت دوم کار نیروهای خودی از جنگ با دشمن آغاز نمیشود! از شناخت دشمن آغاز میشود. و دیگر صدمات به خسارات سخت افزاری محدود نخواهند شد. و اتفاقا دیگر هیچ گاه خطر سرنگونی حکومت حس نمیشود چرا که اصولا دشمن در پی سرنگون کردن حکومت نیست!

یعنی در صورتی که دیده بان ها شام سنگین بخورند و خواب بمانند و یا اگر پیاده نظام در تشخیص دشمن دوچار اشتباه شود و به مواضع خودی یورش ببرد دیگر حکومت سرنگون نخواهد شد...حکومت استحاله خواهد شد!

تلنگر : در صورتی که حکومت سرنگون شود انقلابیون چند سال یا چند ده سال بعد میتوانند با ترمیم خسارات سخت افزاری و بازیابی نیرو به باز پس گیری قدرت اقدام نمایند اما اگر نظام استحاله شود دیگر هیچ گاه قدرت به نفع اهداف پیشین انقلاب به کار گرفته نخواهد شد.چرا که اساسا سخت افزار ها آسیب ندیده اند که هیچ شاید پیشرفته تر هم شده باشند اما انقلابیون و اهداف انقلاب تغییر یافته است

و از استحاله به بعد انقلابیون با همان ابزار و ادواتی که تا پیش از استحاله به سمت اهداف انقلاب میرفتند به جان اهداف انقلاب خواهند افتاد.

و اما بعد

انصاف دهید که بیسوادمان خواهند خواند و قلممان را خواهند شکست و دهان هایمان را گل اندود خواهند کرد اگر صراحتا بگوییم فلان آقا یا فلان جریان در پی استحاله انقلاب است فلذا به اشاراتی اکتفا خواهیم کرد و خواهیم گذشت باشد که  ما باشیم و شما باشید و بیشتر بگویید.

1. در اسلام آزادی بیان نداریم! یعنی کسی آزاد نیست که بیان کند یا نکند.همه مجبورند به حکم دین که بیان کنند.هر کس به اندازه ی آنچه میبیند و میداند مجبور به گفتن است.

اسلام سر فصلی از گفتن هاست نه آموزه ای برای نگفتن ها... کلکم را و کلکم مسئول...اخذ الله علی العالمین ان لا یقاروا...

و بر همین اساس است که امیر ( ع ) میفرمایند از حقوق حاکمان بر مردم نقد کردن حاکمان است....

پس اگر دیدید کسی با برچسب زدن بر منتقدانش و بیسواد خواندنشان از حرف زدنشان عصبانی شد بدانید در مقابل این بخش از دین ایستاده است.

2.اسلام دسته ای از امور را ذیل عنوان معروف میبرد و به آنها امر میکند و دسته ی دیگری از امور را ذیل عنوان منکر میبرد و از آنها نهی میکند و از همینجاست که اگر هنرمندی هنرش را در خدمت اشاعه ی معارف قرار داد ارزشمند است و اگر هنرمندانه به گسترش منکر در جامعه پرداخت غیر ارزشی است پس اگر دیدید کسی میان هنرمندان ارزشمند وغیر ارزشمند تفاوتی قائل نشد و بازیگر فیلم های پورنو و بازیگر فیلم دفاع مقدس را هم سنگ پنداشت بدانید فهمش از دین در حد دمپایی یکتاست!

3. اشدا علی الکفار... اگر کسی جز این کرد به او یاد آور شوید که 25000 نفر با خون دادنشان چنین کردند تا این انقلاب سی و چند ساله شده و اگر جز این کند به حکم مکتب و به حرمت خون همان ها... بگذریم.

4. اسراییل باید از صحنه ی روز گار محو شود.... همین! اگر کسی جز همین را گفت چنان بر دهانش بکوبید تا دندان هایش بریزد توی معده اش تا از این پس جرات شوخی کردن با آرمان بحر تا نحر همرزمان مظلوم فلسطینیمان را به خود راه ندهد.

5. من یک تار موی شما کوخ نشینان را... اگر کسی کوخ نشینان _ بخوانید عزیز کرده های خمینی _ را با برچسب زدن یا به بهانه ی راننده ی تاکسی بودن یا لبو فوش بودن خواست خفه کند کراواتش ( البته اگر کراوات داشت ) را دور گردنش بپیچید و تا وقتی نگفته غلط کردم رهایش نکنید.

6. ظریف.... این مورد را هرجور دوست دارید ادامه دهید....

اگر در کسی این 6 مورد که گفتم و آن بسیار مواردی که میدانید و نگفتم را دیدید خطر انحراف انقلاب را حس کنید! که شهید پیچک فرمود :

 

خدا کند که حکومت سرنگون گردد ولی منحرف نگردد.بگذارید بگویند حکومت دیگری پس از حکومت علی بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت.ما از سرنگونی نمیترسیم از انحراف میترسیم...

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.