شعر و طنز

خمینی هنوز انقلاب می کند

خمینی هنوز انقلاب می کند

خمینی هنوز می تپد و تمام ازادگان هر روز اوج اندیشه اش را به استقبال می نشینند نه شکلک بی دست و پای شما را! ... خمینی هنوز انقلاب می کند فرعون ها را به قعر نیل می فرستد و ناصالحین را رسوا آل خلیفه را می لرزاند و عبدالله را بی خواب

  

نوشته بودند خدا

به تاریخ پیوست و

 راه و رسم پیامبری برای قصه هاست

که تو

روح کبیر خدا

هبوط کردی !

گفته بودند عصر تاریکی است و

خاموشی و اسارت انسان

که آفتاب وار

از پَسِ ابرهای تقدیر بشر

پس از هزار و چهارصد تقویم تاریکی

رخ نمودی و

بساط تزویرشان را

به یکباره به هم ریختی!

مبعوث شدی در زمانی که زمین

هیچ آدم نداشت

وقتی که کعبه

پُر بت بود و زمین

زیر پای فرعون ها رام!

تو آمدی

مسیحای بیستمین عصر بشر

و حنجر صدو بیست و چهار هزار مجاهد

در روح کبیر تو فریاد می زدند!

...

آری!

تو هنوز واهمه داری

از اسلامی که حجتش دلار باشد و

قبله اش آنتالیا!

تو درد می کشی

از ضرب چکش چوبی داروغه

که اقازادها را امنیت می دهد و

پابرهنه ها را مسکنت!

...

تو زجر می کشی

از کوته فکری آدمانی

که بعد از بعثتت

چنان به تاریخ پیوسته ات می دانند

که عکس تو را

به تکریم نشسته اند!

جماعتی که تجلی آسمانی ات را کاغذی وار

به سخره گرفته اند

و بزرگی کبریای ات را

از  طیاره همّت حقیرشان

پس از سی سال

نازل می کنند!

...

کاش می شد فریاد زنم

های جماعت مغز پسته ای!

خمینی نمرده است که شما

شکلک کاغذی اش را به استقبال می نشینید

برای ماکت کاغذی اش سرباز به صف می کنید و

ساز و طبل می نوازید

...

خمینی هیچگاه با شما خواب زدها

به مدرسه رفاه! نیامد و عکس یادگاری نینداخت

آقای ستاد بزرگداشت!

که ادعای انقلابت

 خودت را کر نکرده و

چفت پیراهن کیپ شده ات

به فوکول ها نیشخند می زند

انقلاب دیده ای که 

تیزی خط ریشت

ژیلت را کند می کند!

آنجا که خمینی خیالتان را بردید

 قبرستان افکارتان بود

نه بهشت زهرای انقلاب!

روح خدا

در برگ برگ تاریخ دمیده شده!

صدای خمینی

در  گلوی سید خراسانی تازه است

و فرزندان شهیدش

از چمران

تا احمدی روشن

تپندگی راهش را به نظاره نشسته اند

...

عالم

فریاد تپش های قلبش را

در سینه کودکان غزه می شنود

و هیبت ملکوتی اش را

زیر مروارید سرخ منامه می بیند

و نعره فرزندان در گهواره اش را هر روز

در قطیف و صنعا

مصر و اردن و مغرب

به لبیک می نشیند!

کودکانی که هر روز

از ورای تمام حادثه ها

زاده می شوند چون نور!

...

آری

خمینی هنوز می تپد

و تمام ازادگان هر روز

اوج اندیشه اش را به استقبال می نشینند

نه شکلک بی دست و پای  شما را!

...

خمینی هنوز انقلاب می کند

فرعون ها را به قعر نیل می فرستد و

ناصالحین را رسوا

آل خلیفه را می لرزاند و

عبدالله را بی خواب!

...

آری!

روح خدا

هنوز زنده است و روزی

 وال استریت را هم

ژاله خواهد کرد!

 

سلمان کدیور – " سلیم "

۱۳/۱۱/۹۰

 

لطفا از ثبت ایمیل های جعلی خود داری کنید.